Internet Store and Ecommerce Solution Provider - Free Web Site - Free Web Space and Site Hosting - Web Hosting - High Speed Internet
Search the Web

 
 Home l E.mail

 

لطیفه های سیاسی

 
 
 

يك روزي خميني خامنه اي و رفسنجاني با هواپيما سفر ميكردند.
خامنه اي ميگويد:چه خوب است كه يك اسكناس ۱۰۰۰ توماني بينداريم پائين يك نفر خوشحال ميشود
رفسنجاني مخالفت ميكند و ميگويد: دو تا ۵۰۰ توماني بيندازيم بهتر است دو نفر خوشحال ميشوند.
خلاصه بين اين دو نفر اختلاف ميافتد و مثل معمول پيش خميني ميروند و مسئله را گفته و داوري ميخواهند.
خميني كمي فكر كرده ميگويد: شما اجازه بدهيد اول نظر خلبان را بپرسيم.
هر سه نفري پيش خلبان ميروند. خلبان پس از شنيدن ماجرا ميگويد : اگر بنا به خوشحال كردن باشد شما سه نفر پائين بپريدخيلي بهتر است چون ۳۶ مليون نفر خوشحال ميشوند!


وقتي كه عراق به ايران حمله كرد يك خبرنگار خارجي با يك داش مشتي در تهران مصاحبه ميكرد.
خبرنگار: آقا ممكن بگيد چرا بين شما و عراق جنگ شده؟
داش مشتي: والله اونا ۱۲۴ هزار پيغمبر و ۱۲ امام به ما قالب كردند ما حرفي نزديم الان ما داريم يه امام به اونا قالب ميكنيم اين الم شنگه را راه انداختن.


خميني گفته است:
<< از اين آدمي كه ميگويد جمهوري باشد اسلام نباشد؛ بايدپرسيد كه چه بدي از اسلام ديدي؟....تو از اسلام چه بدي ديدي؟ آنكه ميگويد ما جمهوري دموكراتيك به فرم غرب ؛ از اسلام چه بدي ديديد؟چه ميدانيد از اسلام؟ اسلام تامين آزادي ؛استقلال ؛ عدل است. اسلام شخص اولش با يكي از رعايا فرق نداشت بلكه پائين تر از او بود در استفاده از ماديات. آزادي آرا در اسلام از اول بوده است. در زمان ائمه ما ـ عليهم السلام-بلكه در زمان خود پيغمبر آزاد بود؛ حرفهايشان را مي زدند. ما حجت داريم. كسي كه حجت دارد از آزادي بيان نميترسد لكن توطئه را اجازه نميدهيم.>>


فرح زن شاه را ديدند كه چند سال پس از پيروزي انقلاب خميني را دعا ميكند.به او گفتند اين چه كاري است كه تو ميكني چرا خميني را كه شما را بدبخت كرده دعا ميكني مگر عقلت را از دست داده اي.
فرح پاسخ داد خدا پدر خميني را بيامرزد اين آدم ما را رو سفيد كرد.مگه نميبينيد كه مردم اعليحضرت را <<خدا بيامرز>> خطاب ميكنند!


هواپيمايي از ژاپن به آمريكا ميرفت.پس از يك ساعت پرواز يك ژاپني بپا خواست و ساعت خود را باز كرده و به بيرون از هواپيما انداخت.به او گفتند اين ساعت خيلي گران بود چرا بيرون انداختي ؟مسافر ژاپني جواب داد از اين در كشور من زياد است وارزشي ندارد!
پس از چند دقيقه يك مسافر آمريكايي بپا خواست و كاپشن ارتشي خود را به بيرون از هواپيما پرتاب كرد. به او گفتند چرا اين كارو كردي اين كاپشن خيلي گران است.آمريكايي جواب داد مسئله اي نيست از كاپشن ها در كشور من خيلي زياد است و ارزشي ندارد.
يك مسافر ايراني در هواپيما بود و خيلي هم به غرورش صدمه خورده بود و مترصد فرصتي بود تا غرور ضربه خورده اش را تسكين دهد.غفلتا چشمش به ملايي افتاد و سريعا ملا را بغل كرده وبه بيرون از هواپيما پرتاب كرد. به او گفتند چرا اين كار را كردي؟ ايراني سريعا جواب داد مسئله اي نيست از اين چيزها در كشور من زياد است و ارزشي ندارند.


روزي بتول زن خميني به نزد وي رفت و گله كرد كه من همسر فداكاري برايت بودم و لي تو اصلا به فكر من نيستي.تمام افتخارات به نام تو است شعار ها را بنام تو ميدهند ولي اصلا از من اسمي برده نميشود. خميني به او گفت اي بابا تو چرا اين طوري فكر ميكني بزرگترين نشان كشور كه همان نشان روي پرچم سه رنگ باشد را به خاطر تو ساختم.
بتول كه هاج و واج مانده بود گفت يعني چه؟
خميني گفت : بتول جان برو يك طشت بزرگ تهيه كن و داخل آن را با خاكستر بسيار نرم پر كن بعدا لخت شو و خيلي آهسته روي خاكستر ها بشين. وقتي پا شدي نشان روي پرچم جمهوري اسلامي خودم را ميبيني. برو عزيزم من هميشه و همه جا به فكرت هستم!


بعد پيروزي انقلاب عده اي از آخوند ها ميگفتند كه از شعار هاي انقلاب خود كفايي بوده و ما بايد خود كفا باشيم ولي كار سازنده اي هم انجام نميدادندو مردم هم براي آنان جوك كوك ميكردند:
روزي منتظري با هلي كوپتر از قم به تهران ميآند.در راه زمينهاي باير زياد نظرش را جلب كرد و به مسئولي كه كنار دستش نشسته بود گفت چرا اين زمين ها را نميكاريد؟
مسئول: چه بكاريم؟
منتظري:ما همه چيز نياز داريم حداقل خيار بكاريد.
مسئول: حاج آقا اين زمينها شور هستند.
منتظري: خوب شما خيار شور بكاريد!


منتظري با هلي كوپتر از قم به تهران ميآمد.
او نگاهي به مسافر صندلي سمت راست خود كرد و پرسيد:آقا گرمتان است؟
مسافر: خير حاج آقا
منتظري نگاهي به مسافر صندلي سمت چپ خود كرد و پرسيد: آقا گرمتان است؟
مسافر : نه خير حاج آقا.
بعد منتظري با صداي بلند به خلبان هلي كوپتر فرياد زد: آقاي خلبان كسي گرمش نيست اينجا لطفا اين پنكه بالاي سرمان(پره هاي هلي كوپتر) را خاموش بكنيد


بعد از انقلاب مد شده بود كه در اول صحبت در مجالس رسمي و نوشته ها بگويند و يا بنويسند: بسم الله الرحمن الرحيم. برنامه اي در راديو وجود داشت و احتمالا الان هم بايد باشد بنام برنامه كشاورز. در اين برنامه اكثرا از مناطق روستايي كشور گزارشهايي تهيه ميشد و يكي از برنامه هاي خوب راديو در زمان شاه بود. اين جوك واقعي است و در طي اين برنامه راديو يي كه پس از انقلاب ادامه يافت پيش آمده است:
گزارشگر برنامه دهقان: الان در ده ..... هستيم و يكي از كشاورزان عزيز بنام مشت حسن برنده كاشت بهترين سيب در منطقه شده است. ما از مشت حسن خواهش ميكنيم به پاي ميكروفون تشريف بياورند و بما توضيح دهند از چه روشي استفاده كردند كه اين سيب ها به اين بزرگي شده اند و از ايشان خواهش ميكنيم بفرمايند مثلا چه كودي داده اند. حالا مشت حسن اينجا تشريف دارند مشت حسن بفرمائيد.
مشت حسن: بسم الله الرحمن الرحيم پهن!


پس از انقلاب و مستقر شدن خميني در قدرت خيلي ها ميخواستند از كشور خارج بشوند ولي به جهت در خواست هاي تازه به قدرت رسيدگان از دادن گذرنامه خوداري ميشد و بنابراين جلوي اداره گذرنامه همواره تجمع زيادي صورت ميگرفت و يكي از مسايلي بود كه جلب توجه مردم را كرده بود. جوك زير در اين ارتباط است:
به خميني خبر ميبرند كه آقا چرا نشسته ايد كه همه مردم كشور را دارند ترك ميكنند. خميني ميگويد كه اين حرف ها مزخرف است و نميتواند صحت داشته باشدو به او ميگويند كه نخير جلوي اداره گذرنامه بسيار شلوغ است و مردم دارند كشور را ترك ميكنند.بلاخره خميني تصميم ميگيرد كه به اداره گذرنامه رفته و با چشم خود همه مسئله را ببيند.
وقتي كه ماشين خميني به جلوي اداره ميرسد و از ماشين پياده ميشود مردم از جلوي اداره متفرق ميشوند. خميني ميگويد اين اخبار دروغ چي بود كه تحويل من ميداديد.يكي از همراهان از ناچاري جواب ميدهد كه قربان اينها فكر كردند كه حالا كه شما از كشور ميرويد موردي ندارد كه كشور را ترك كنند!


در اوايل انقلاب خميني هر شب در بالكن يك جايي كه گفته ميشد حسنيه است براي مردم سخنراني ميكرد. مردم در اوايل انقلاب از علامت پيروزي كه همان حرف (ووي) انگليسي(حرف اول كلمه ويكتوري به مغناي پيروزي) را به خميني نشان ميدادند و خميني با شست خم شده در كف دست كه عدد چهار را تجسم ميكرد به مردم دست تكان ميداد كه اين سبب ساخته شدن جوك زير شده بود كه مربوط به ازدواج كردن با زنان است :
مردم:آقا ما دو تا زن ميتونيم بگيريم(اشاره به علامت پيروزي)
خميني: نه؛ چهار تا ؛ چهار تا(اشاره به نحوه دست تكان دادن خميني)


 
 

 

Top    
 

© Copyright Sheytoon.7p 2003

Home | About Us | News | Gallery | Comics | Contact Us